تبليغاتX
حقوق مردم

حقوق مردم

اعتراض حق مسلم ماست

ما ایرانیها مردم عجیبی هستیم . بر سر کوچکترین و گاهی بی ارزشترین موضوعات با هم درگیر می شویم. به محض اینکه کودک همسایه بالای سرمان سر و صدا راه بیندازد صدای اعتراضمان بلند می شود. بر سر جای پارک در خیابان با یکدیگر درگیر می شویم. اگر ماشینی جلویمان بپیچد آمپرمان بالا می رود و به راحتی آن را به یک دعوای تمام عیار تبدیل می کنیم . اگر در کوچه و خیابان کسی نگاه چپ به ناموسمان بیندازد زمین و زمان را به هم می ریزیم. اگر هم پسر همسایه در جریان بازیهای کودکانه دست به فرزندمان بزند تا شب نشده اعتراضمان را به گوش پدرش می رسانیم. ما ایرانیها اهل اعتراض هستیم اما فقط تا آنجا که طرفمان شهروندی مشابه خودمان باشد.

حالا روی دیگر سکه را هم ببینیم. در ایستگاه مترو بارها اتفاق میافتد که برنامه رسیدن قطارها به هم می ریزد و ما خسته و بی رمق این پا و اون پا می کنیم اما حتی اگر نیم ساعت هم بگذرد و قطار به ایستگاه نرسد صدای کسی بلند نمی شود. نگاهی به صفهای پمپ بنزین بیندازید باور کنید همه ما اگر ساعتها در صفهای طویل بایستیم فقط زیر لب غر و لندی می کنیم نه بیشتر. همه ما هر روز در ادارات دولتی با بد رفتاریهایی مواجه می شویم اما به راحتی می پذیریم که حق با مدیر یا کارشناسی است که آنسوی میز نشسته است . ماموران راهنمایی و رانندگی برخلاف قانون به چرخ ماشینمان قفل می زند و اگر دیر بجنبیم سر از پارکینگ در میاورد و ما ترجیح می دهیم برای خلاصی از دردسرهای آن به التماس و خواهش رو بیاوریم. کارگران کارخانه ها بعضا ماهها دریافت حقوقشان به تاخیر میفتد آنچه نهایتا انجام می دهند نفرین و ناله و ابراز ناراحتی پیش دوستان و خانواده است.

ما ایرانیها مردم عجیبی هستیم. کسی که حقمان را ضایع می کند یا به حقوقمان تجاوز می کند اگر شهروندی مثل خودمان باشد حتی اگر موضوع پیش پا افتاده ای باشد به شدیدترین شکل اعتراض می کنیم اما اگر طرفمان دولت و حکومت باشد حتی اگر مهمترین حقوقمان پایمال شود از کنار آن می گذریم و فقط غرو لند می کنیم. کافی است لحظه ای وقایع روزمره را مرور کنید تا این گفته را تصدیق نمایید.

باید بپذیریم که تا وضع به همین منوال باشد در این جامعه چیزی تغییر نخواهد کرد. این ویژگی قدرت و حکومت است که ممکن است گاهی حقوق مردم را قربانی مصالحی کند که خود می پندارد . این یک واقعیت است که جامعه ایرانی هنوز نیاموخته است که بر سر حقوق خویش بایستد و با استفاده از شیوه های قانونی آرام و مسالمت آمیز در مقابل پایمال شدن حقوقش اعتراض نماید. البته نهادینه شدن چنین فرهنگی زمان بر است و ممارست و اراده می طلبد. حاکمیت هم ممکن است چنین حقی را به سهولت به رسمیت نشناسد و در مقابل آن به شیوه های نامناسب و بعضا خشونت آمیز متوسل شود و حتی اعتراض به کوچکترین نابسامانیهایی را با برچسب مقابله با نظام متهم نماید. ما باید بیاموزیم که در کنار هم باشیم چه در اداره چه در خیابان چه در کارخانه و چه در دانشگاه . همه ما با شرایطی مواجه می شویم که همه زیر لب غرو لند می کنند اما حاضر نیستیم حتی با سکوت و عدم شرکت اعتراضمان را اعلام نماییم . لازمه چنین هدفی همبستگی و کار جمعی است. ما باید بیاموزیم که با شیوه های قانونی و مدنی از حقمان دفاع کنیم . فرقی هم نمی کند که کجا هستیم فقط کافی است که در کنار هم باشیم. ما بیشماریم فقط کافی است که یکدیگر را پیدا کنیم . حقمان را بشناسیم و آن را با صدای بلند طلب نماییم. خدا با ماست اما این سنت الهی است که چیزی راتغییر نمی دهد مگر آنگاه که ما اراده کنیم( ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم).


+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 20:32  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

اعتراف, تفتیش عقیده و زندان انفرادی


حسن یونسی

وکیل پایه یک دادگستری

دادگاههای سیاسی پس از انتخابات و اظهارات متهمین در دادگاه و بعضا در تلویزیون از جهات مختلف مورد بحث قرار گرفته است اما آنچه لازم است دقیقتر بدان پرداخته شود ماهیت حقوقی این اظهارات و ارزش اثباتی آنهاست.

1- اقرار یا اعتراف یکی از راههای اثبات جرم در حقوق جزایی است بر اساس ماده 194 آیین دادرسی کیفری : هرگاه متهم اقرار به ارتکاب جرمی نماید و اقرار او صریح و موجب هیچگونه شک و شبهه ای نباشد و قراین و امارات نیز موید این معنا باشد دادگاه مبادرت به صدور رای می نماید.

آنچه که از صراحت این ماده فهمیده می شود اقرار به معنی اعتراف شخص متهم به ارتکاب جرم از سوی خودش است . بر این اساس آنچه که متهم در دادگاه یا در مراحل تحقیق در مورد دیگران می گوید حتی اگر کاملا آزادانه و با رعایت موازین قانونی باشد اعتراف تلقی نمی شود و تنها می تواند با حفظ شرایط خاص خود شهادت تلقی شود آن هم درصورتی که شخصی که از او نام برده می شود متهم باشد. بنا بر آنچه گفته شد اظهارات متهمین در این دادگاهها در مورد افراد دیگری که در دادگاه مذکور به عنوان متهم حضور ندارند کاملا غیر قانونی است به عنوان مثال وقتی دادگاه در حال رسیدگی به اتهامات آقای الف است حق ندارد از آقای ب با عنوان مجرمانه اسم ببرد حتی اگر آقای ب در پرونده مرتبط دیگری متهم باشد.مگر آنکه دادگاه در حال رسیدگی به اتهامات آقای ب باشد و آقای الف به عنوان شاهد به امری شهادت دهد.

2- اقرار یعنی اعتراف به ارتکاب جرم و جرم آن چیزی است که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. متاسفانه در دادگاههای اخیر شاهد بودیم که متهمین در دادگاه انواع و اقسام بیانیه های سیاسی را قرائت می کنند از دیدگاههای خود اظهار پشیمانی می کنند و به ریشه یابی وقایع سیاسی می پردازند . گاهی عقاید هابرماس و جان لاک را موجب این وقایع معرفی می کنند و دیگر بار اگزیستانسیالیسم و سلطانیسم را مسبب این انحرافات بر می شمرند. به جرات می توان گفت در سراسر سخنان متهمین در دادگاهها به ندرت کلمه ای مبنی بر اعتراف بر ارتکاب جرمی شنیده شده است. متاسفانه باید گفت این سخنان بیشتر از آنکه اعتراف به جرم باشد نتیجه آشکار تفتیش عقاید است.

3- نکته دیگر آنکه بر فرض که بخشی از گفته های متهمین اعتراف به ارتکاب جرم باشد این نوع اقرار تا چه اندازه اعتبار حقوقی دارد؟ بر اساس اصل سی و هشتم قانون اساسی: «هرگونه شكنجه (به قيد هرگونه توجه شود) براي گرفتن اقرار يا كسب اطلاع، ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود»

در مورد متهمین سیاسی اخیر حتی اگر خبر موثقی مبنی بر ضرب و شتم آنها وجود نداشته باشد آنچه مسلم است اینکه افراد مذکور برای روزهای متوالی در زندان انفرادی نگهداری می شوند از ملاقات معمولی با خانواده و وکیل محرومند و تحت فشارهای روحی و روانی قرار دارند که بر اساس روایات معتبر این نوع فشارها از مصادیق شکنجه محسوب می شود.

در روايتی ازامام علي(ع) نقل شده است:« هر کس در اثر تجرید یا زندان یا ترساندن یا تهدید به چیزی اقرار نماید حد بر او جاری نمی شود ( وسایل الشیعه کتاب الاقرار باب چهارم )  همچنين آن حضرت فرمودند : کسی که زیر کتک یا به زور یا در زندان به امری اقرار نماید حد بر او جاری نمی شود( وسایل الشیعه کتاب الحدود حدالسرقه)

در مورد کلمه تجرید که در روایت اول نقل شد فقها و اهل لغت آن را به نگهداری انفرادی فرد معنی کرده اند به شکلی که ارتباط او با دیگر افراد قطع می شود که مصداق بارز امروزی آن زندان انفرادی برای مدت طولانی است. ایزوله کردن فرد متهم بدون آنکه به اخبار و اطلاعات عادی دسترسی داشته باشد و ارتباط او برای مدت طولانی با دیگران قطع شود تجرید نامیده می شود که بر اساس روایت مذکور اقرار در اثر آن معتبر نیست.

متهمین مذکور را پس از روزهای متوالی در زندان انفرادی و زیر بازجوییهای متوالی و شبانه روزی به دادگاه می آورند و پس از دادگاه دوباره به همان محل باز می گردانند آیا چنین اعترافاتی مصداق بارز کلام امیرالمومنین نیست؟ از قرائن و شواهد پیداست که متهمین مذکور پیش از آمدن به دادگاه و در زندان به اصطلاح اعتراف کرده اند و آماده اعتراف در دادگاه شده اند . چگونه می توان از چنین فردی که می داند بار دیگر به همانجا بازخواهد گشت انتظار بیان متفاوتی داشت؟ آیا چنین اقراری مصداق اقرار در زندان و اقرار از ترس نیست؟

خلاصه آنکه اگرچه اعتراف فرد به ارتکاب جرم در دادگاه در مورد خودش معتبر است اما به شرطی که چنین اقراری آزادانه بیان شده باشد که اگر چنین بود قاعدتا اعتراف کنندگان می بایست پس از اعتراف با قرار تامین مناسب آزاد می شدند نه اینکه دوباره به زندان بازگردند.




+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 4:15  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

راه سبز و جنبش دانشجویی

این روزها در آستانه بازگشایی دانشگاهها همه چشمها به دانشجویان دوخته شده است . دانشگاه همواره موتور محرکه تمامی حرکتها و جنبشهای مردمی تحول خواه بوده است. در سه ماه گذشته دانشجویان فعالیتهای سیاسی خود را در قالب حرکتهای مردمی خودجوش پیگیری می کردند اما بازگشایی دانشگاهها و حضور دانشجویان در محیطهای دانشگاهی زمینه ساز فضایی متفاوت از ماههای گذشته خواهد بود. موضوعی که این روزها دغدغه بسیاری از دانشجویان است اینکه از دانشگاه چه انتظاری می توان داشت. برای پاسخ به این سوال در ابتدا شایسته است به بخشی از بیانیه شماره 11 میرحسین نگاهی بیفکنیم: 

"واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است. حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.  این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست.

اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد . تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد. ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم."

چه می توان کرد؟

به نظر می رسد میر حسین موسوی بهترین پاسخ را در جواب چه باید کرد ارائه نموده است. تشکیل هسته ها و حلقه های اجتماعی می تواند بهتر از هر جایی در دانشگاه نمود پیدا کند. تعلق به گروههای سنی نزدیک به هم , نزدیکی فکری, دغدغه های سیاسی اجتماعی و محیط مناسب دانشگاه همچنین آزادی نسبی فعالیت در محیط دانشگاهی , دانشگاه را عملا به بهترین فضا برای تشکیل چنین هسته هایی تبدیل می کند.

پیش از این نیز انجمن های اسلامی در دانشگاه عملا نقش چنین هسته هایی را ایفا می کردند. اما اینک می توان با تشکیل حلقه ها و هسته های کوچک تر که می تواند در هر کلاس و متناسب با رشته تحصیلی شکل بگیرد زنجیره ای از این تشکلات را سازمان دهی کرد . البته باید به این نکته اساسی توجه نمود که همواره در میان دانشجویان هستند افرادی که تمایل به فعالیتهایی خارج از چارچوب قانونی دارند. بر این اساس مهمترین نکته در این میان رفتار در چارچوب قانون و تاکید بر خواسته های قانونی است. اگرچه با محدودیتهای ایجاد شده بر سر راه فعالین دانشجویی موانع زیادی در این مسیر به وجود خواهد آمد اما تکثر این هسته ها و هم پوشانی یکدیگر و تاکید بر مطالبات مشترک قانونی سختیهای راه را هموار خواهد کرد.

دو نکته:  اول اینکه چنین هسته های دانشجویی می توانند به مهمترین و موثرترین ابزار رسانه ای جنبش راه سبز بدل شوند. دوم اینکه لازمه موفقیت هم صدایی در شعارهای مشترک است .

بر اساس آنچه در بیانیه میرحسین آمده است در صورتیکه شاهد تشکیل هسته های دانشجویی راه سبز باشیم شاید اولین ثمرات آن را بتوان در راهپیمایی روز مبارزه با "استکبار" در 13 آبان به نمایش گذاشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 2:40  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

پیروزی بزرگ جنبش راه سبز

حضور گسترده و تحسین برانگیز مردم در راهپیمایی روز قدس جانی تازه در کالبد جنبش سبز مردم ایران بود. این حرکت تاریخی و ماندگار هم از لحاظ ویژگی ها و هم از لحاظ تاثیرات از چند جهت قابل تامل است:

ویژگیها:

1- گستردگی: بعد از تجمعات میلیونی هفته اول پس از انتخابات این بزرگترین راهپیمایی سبزها بود . نکته مهم آنکه این ویژگی مختص به تهران نبود و در اکثر شهرهای بزرگ هم اینگونه بود .

2- همراهی رهبران جنبش با مردم: این اولین راهپیمایی مردمی بود که رهبران با وجود تهدیدات و خطرهای احتمالی همگی در آن شرکت داشتند. علاوه بر آنکه نشان داد که مردم به خوبی پیام رهبران خود را دریافت می کنند و هر جا که آنها دعوت به حضور نمایند با استقبال گسترده مواجه می شوند.

3- دوری از خشونت: استفاده از شیوه های مسالمت آمیز به مرور در میان این جنبش نهادینه شده است. مردم خود به خوبی آموخته اند که با استفاده از شیوه های ابداعی و ابتکاری خود می توانند یک حرکت مدنی جمعی را هدایت کنند.  با وجود حضور گسترده لباس شخصی ها و نیروهای انتظامی حضور گسترده و آرام مردم به نحوی بود که امکان برخورد خشونت آمیز را عملا از نیروها سلب کرد و نشان داد این نیروهای مهاجم هستند که تجمعات را به خشونت میکشند و حرکتهای مردمی ذاتا مسالمت آمیز و عاری از خشونت است.

4- شجاعت مردم: مهمترین ویژگی راهپیمایی امروز شجاعت مردم در استفاده از نمادهای سبز ابراز وجود و همراهی با حرکتها و شعارها بود. پس از برخوردهای خشن ماههای اخیر بسیاری معتقد بودند مردم جرات ابراز وجود آن هم به این شکل آشکار نخواهند داشت. راهپیمایی امروز نشان داد جنبش سبز بیش از آنچه تصور می شود در میان مردم ریشه دوانده است و به این راحتی قابل خاموش کردن نیست.

5- پیش چشم حامیان دولت: پیش از این همه تجمعات دور از چشم مستقیم حامیان و اطرافیان دولت شکل گرفته بود و بخشی از مردم نیز تحت تاثیر فضای رسانه ای حاکم تصور غلطی از این اعتراضات داشتند. اتفاقی که جمعه رخ داد موجب شد عملا بسیاری از نزدیکان و حامیان دولت خود در سیل خروشان مردم قرار بگیرند و از نزدیک صدای مردم معترض را بشنوند. بی شک این اتفاق تاثیراتی در ذهنیت برخی از حاکمانی که تنها اخبار را در لابلای بولتنها جستجو می کنند خواهد داشت.

تاثیرات:

1- بازگشت امید : در یکی دو ماه اخیر زمزمه هایی حاکی از ناامیدی و سرخوردگی در میان مردم به گوش می رسید. راهپیمایی های روز قدس توانست به وضوح امیدواری و سرزندگی را بار دیگر زنده کند.

2- ماندگاری جنبش: بسیاری معتقدند ویژگی حرکتهای مردمی در ایران موجی بودن آن است . حکومت بر همین اساس معتقد بود با یک برخورد خشن و تمام عیار می تواند اعتراضات مردمی را خاموش نماید آنها بر همین اساس به هیچ وجه چنین حضوری را پیش بینی نمی کردند. اما آنچه که می تواند در دراز مدت به موفقیت منجر شود دوام و ماندگاری حرکتهای مردمی است. اتفاق روز قدس به روشنی موجب ماندگاری و نهادینه شدن این جنبش خواهد شد.

3- ایجاد شکاف و تردید: زنده بودن و مردمی بودن راه سبز باعث ایجاد تردید و دو دلی در برخورد با مردم خواهد شد. به نظر می رسد از این پس در میان حاکمیت با دو جریان متفاوت روبرو خواهیم بود جریانی که به برخورد خشن تر با مردم و رهبران راه سبز روی خواهد آورد و جریانی که احتمالا  راههایی را برای مذاکره با رهبران جنبش و جلب رضایت مردم جستجو خواهد کرد.

4- برخورد با رهبران راه سبز: پیش از این بسیاری معتقد بودند میزان حضور مردم در راهپیمایی روز قدس فاکتور تاثیر گذاری در نحوه برخورد با رهبران راه سبز خواهد بود. اکنون باید گفت در صورتیکه کماکان نبض جریان حاکم در دستان حلقه افراطیون باشد آنها فکری اساسی برای موسوی کروبی و خاتمی خواهند کرد اما اگر عقلای جناح حاکم بتوانند در تصمیم گیریها و لابی ها موفق شوند با توجه به حمایت گسترده مردمی که در راهپیمایی روز قدس نمایان شد نه تنها دست به رفتارهای غیر عقلانی و خطرناک نخواهند زد بلکه ممکن است در پی راههایی برای آشتی و آرام کردن فضا باشند.


+ نوشته شده در  شنبه 28 شهریور1388ساعت 3:50  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

روزی برای فریاد علیه ظلم

وقایع تاریخی همواره یکی از بزرگترین آموزگارهای انسان بوده است. اگر ما بعد از گذشت بیش از هزار سال از واقعه عاشورا آن را زنده نگه می داریم نه به این دلیل است که برای حسین و یارانش اشک بریزیم و بر سر بزنیم و توشه ای برای آخرتمان برگیریم که خوب می دانیم اشک ریختن بر حسین هیچ دردی از جامعه امروز دوا نمی کند . آنچه از آن واقعه به کار امروز می آید درس مردانگی و آزادگی و حق طلبی است. این ویژگی جامعه ایرانی است که آموخته است چگونه از یاد حسین برای سربلندی امروز خود درس بیاموزد.

وقایعی چون کربلا و روزهایی چون عاشورا در تاریخ ما کم نیستند و از جمله این روزها روزی است که ما آن را به نام "قدس" می شناسیم. اگرچه این روز اصالتا برای دفاع از کیان قدس شریف پایه گذاری شد اما با گذشت زمان اسراییل به سمبلی برای ظلم و حق کشی و فلسطین به سمبلی برای مقاومت و ایستادگی تبدیل شد. واقعیت این است که برای نسل جوان امروز موضوع قدس و فلسطین به موضوعی  برای رقابت و زورآزمایی قدرتهای سیاسی تبدیل شده است اما آرمان قدس در دل خود همچنان این ظرفیت را دارد که به درسی تاریخی برای همه انسانهای تحت ستم تبدیل شود . داستان فلسطین به ما می آموزد که باید در مقابل ظلم و ستم ایستاد چرا که این ویژگی متجاوز به حریم صاحبان حق است که اگر مقاومتی در مقابل خود نبیند روز به روز بر جسارت خود برای ظلم و حق کشی بیشتر خواهد افزود.

روز قدس روزی است برای فریاد. فریاد هر کسی که خود و هم نوعانش را تحت ظلم و جور می بیند. روز قدس بهترین فرصت برای فریاد رهایی است. هیچ کس نباید روز قدس در خانه بماند . فلسطینیانی که در خانه ماندند وقتی به خود آمدند که خانه بر سرشان آوار شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 4:33  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

جمهوری اسلامی تقلبی

مقام رهبری در خطبه های نماز جمعه این هفته به درستی هشدار دادند که مراقب باشید یک جمهوری اسلامی تقلبی برای ما درست نکنند. بر این اساس لازم است بنا بر اهداف انقلاب اسلامی َ قانون اساسی و آموزه های دینی تبیین نماییم که جمهوری اسلامی تقلبی و واقعی چیست و شاخصه های آنان کدامند؟

جمهوری اسلامی تقلبی هم جمهوریتش تقلبی است هم اسلامیتش غیر واقعی َ ظاهری و ابزاری

جمهوری اسلامی واقعی بنابر گفته امام خمینی همان جمهوری و مردم سالاری است که در همه جای دنیا شناخته شده است و جمهوری تقلبی مانند آنچه در حکومتهایی چون حکومت صدام و امثال آن وجود داشته و دارد انتخابات و رای مردم تنها یک نمایش است و تا آنجا قابل احترام است که منطبق با نظر حاکمان باشد. در جمهوری واقعی رای مردم منشا و مبنای مشروعیت حکومت است و در نوع کاریکاتوری آن رای مردم برای دکور و تزیین حکومت به کار می آید . در نوع واقعی آن اصل رضایت مردم است و در نوع تقلبی آن اصل حفظ نظام است.

در جمهوری اسلامی تقلبی به بهانه حفظ آن می توان به هر کاری دست زد و در شکل واقعی آن حکومت فی نفسه ارزشی ندارد مگر آنکه به گفته امیر مومنان منشا اجرای عدالت باشد.

در جمهوری اسلامی واقعی صداقت و راستگویی حاکمان با مردم یک اصل خدشه ناپذیر است و در نوع تقلبی آن دروغگویی حاکمان و فریبکاری رسانه هایشان برای حفظ حکومت یک مصلحت شمرده می شود.

در جمهوری اسلامی واقعی امامش از آزار یک زن یهودیه آرزوی مرگ را سزاوار می داند و در جمهوری اسلامی تقلبی ماموران حکومت دختر نوجوان یک رزمنده مجاهد را در خیابان می ربایند و کسی دم برنمی آورد.

در جمهوری اسلامی واقعی غیرمسلمانان نیز در ابراز شعائر دینیشان آزادند و در جمهوری اسلامی تقلبی ذکر الله اکبر نیز آنگاه که از دهان مخالفین بیرون آید سزاوار گلوله است.

جمهوری اسلامی واقعی بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر منتقدین و مخالفینش را ارج می نهد و حقوق آنان را محترم می شمارد و جمهوری اسلامی تقلبی دوستان دلسوزش را نیز به داغ و درفش می نوازد.

در جمهوری اسلامی واقعی مردم ولی نعمتند و در نوع کاریکاتوری آن مردم اگر ناراضی و معترض باشند جان و آبرویشان بر حکومت حلال و مباح.

در جمهوری اسلامی واقعی قاتل مولایش به رفتار انسانی سفارش می شود و در نوع تقلبی آن دوستان دیروز و امروز گرفتار در بند تحت شدیدترین فشارها قرار می گیرند.

در جمهوری اسلامی واقعی شکنجه زندانیان ممنوع و غیر انسانی است و در جمهوری اسلامی تقلبی شیوه ای مباح برای سرکوب و ارعاب و اعتراف گیری.

در نوع واقعی آن حق تجمع و راهپیمایی و حق آزادی بیان یک اصل است و در شکل تقلبی آن نشریات منتقد به راحتی توقیف می شوند و احزاب قانونی نیز از حق برگزاری تجمعات محروم.

در جمهوری اسلامی واقعی جوانان سرمایه های کشورند َ در نوع تقلبی آن هم همینطور است اما اگر معترض شوند جایشان در کهریزک است و نعششان روی دوش مادران.

خلاصه آنکه در جمهوری اسلامی تقلبی هم نقش مردم نمایشی است و هم رنگ دینی اش تقلبی . در این نوع حکومت هم جمهوریتش ابزار است هم اسلامیتش. همه و همه ابزارند برای حفظ قدرت.

+ نوشته شده در  جمعه 20 شهریور1388ساعت 18:18  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

حمله بهترین دفاع است

بررسی سیر وقایع پس از انتخابات نشان میدهد جریان حاکم در حالیکه به دلیل برگزاری انتخابات مخدوش و پرمساله گذشته مورد انتقاد جمع زیادی از احزاب و شخصیتهای سیاسی و اعتراض میلیونها رای دهنده قرار گرفته بود به جای پاسخگویی و رفع شبهات بهترین راه را در حمله ای بزرگتر از انتخابات یافت و به دنبال بازداشت گسترده فعالین سیاسی و صدها ایرانی معترض دست به فجایعی بی سابقه در زندانها زد تا با این حمله اصل موضوع انتخابات را به موضوعی حاشیه ای تبدیل کند.

 نویسندگان سناریوی حمله غافلگیرانه بر این باور بودند که جنبش سبز در مقابل این حمله همه جانبه سرگرم دفاع از خود خواهد شد و قضیه انتخابات به فراموشی خواهد رفت غافل از اینکه این سناریو در دل خود زمینه ساز اعتراضاتی عمیق تر از آنچه در انتخابات رخ داد خواهد شد. اگر معترضین به انتخابات جبهه حامیان خاتمی کروبی موسوی بودند فجایع خیابانها و زندانها جریان اعتراض را به خانه جریان حاکم و علمای قم کشاند و جبهه ای بزرگتر از جبهه نخست را روبروی آنها قرار داد. کروبی با زیرکی میداندار این جریان شد و با افشا و پیگیری از همان تاکتیک جریان حاکم استفاده کرد و عملا سناریوی دادگاهها را خنثی نمود. اکنون جریان حاکم پیش از راهپیمایی روز قدس و بازگشایی دانشگاهها ناچار از هجمه ای گسترده تر است تا بار دیگر از لاک دفاعی بیرون آید این تاکتیک با بازداشت اطرافیان کروبی و موسوی و پلمپ دفاتر حزب اعتماد ملی آغاز شده است و احتمالا در ابعاد بزرگتری ادامه خواهد یافت.

اکنون جنبش سبز به مرحله حساسی رسیده است رهبران جنبش می بایست در اندیشه خنثی نمودن این هجمه با شیوه های مشابه باشند و بدنه فعال می توانند در چارچوب قانون و امکان مسالمت آمیز بر اساس آنچه میر حسین در آخرین بیانیه خود آورده است و آنچه احتمالا در روزهای آینده اعلام خواهد کرد هوشیار و امیدوار و آماده باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 2:17  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

شرکت در تجمعات جرم نیست

حسن یونسی- وکیل دادگستری

در جریان دادگاههای سیاسی اخیر هم در کیفرخواست و هم از زبان برخی افراد شنیدیم که یکی از اتهامات وارده  "شرکت در تجمعات غیر قانونی" است پس از طرح این اتهامات بود که برای بسیاری از افراد این سوال مطرح شد که حکم حقوقی شرکت در این تجمعات چیست؟

 فارغ از تفسیر و تعبیر از اصل ۲۷ قانون اساسی که به نظر بسیاری از اساتید علم حقوق اطلاق این اصل به معنی آزادی تجمعات و راهپیمایی ها به شرط عدم حمل اسلحه و عدم اخلال به مبانی اسلام است. برخی معتقدند بر اساس قانون فعالیت احزاب مصوب ۷/۶/۱۳۶۰ احزاب حق برگزاری تجمع بدون صدور مجوز از وزارت کشور ندارند اگرچه برخی از صاحبنظران برداشتهای دیگری از قانون مذکور دارند. در هر صورت آنچه که در این نوشته کوتاه مد نظر است اینکه بر فرض لزوم اخذ مجوز برای تجمعات از سوی احزاب  آیا در صورتیکه چنین مجوزی صادر نشده باشد شرکت افراد در تجمعات مردمی جرم است یا خیر؟

بر اساس ماده ۲ قانون مجازات اسلامی جرم چیزی است که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. این اصل که به اصل قانونی بودن جرم و مجازات شهرت یافته است اساسی ترین اصل در حقوق جزا تلقی می شود. بررسی کیفرخواست ها در دادگاههای اخیر نشان می دهد مستند دادستان برای اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی است که مقرر می دارد : هر کس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب  و کار بازدارد به حبس از سه ماه تا یک سال  و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

همانطور که واضح است در این ماده هیچ اشاره ای به تجمع غیر قانونی نشده است و فارغ از این ماده نیز در هیچکدام از مواد قانون مجازات اسلامی جرمی تحت عنوان تجمع غیر قانونی وجود ندارد و در هیچ قانونی برای صرف تجمع بدون مجوز مجازاتی تعیین نشده است. ماده ۶۱۸ نیز اشاره به جرم اخلال در نظم عمومی از طریق هیاهو و جنجال دارد که مطلقا ارتباطی با راهپیمایی و تجمعات ندارد. اگرچه ممکن است در برخی تجمعات چنین جرمی اتفاق افتد اما ارتباطی با تجمع بدون مجوز ندارد و می بایست تحت عنوان خاص خود تعقیب گردد. به عنوان مثال تجمع عده ای از مردم در یک پارک بدون هیاهو و بدون مزاحمت برای کسب و کار دیگران حتی در صورت عدم صدور مجوز نمی تواند مشمول ماده ۶۱۸ شده تحت عنوان تجمع غیر قانونی تحت تعقیب قرار گیرد.

بر این اساس با توجه به اینکه در قانون مجازات اسلامی برای تجمع بدون مجوز مجازاتی تعیین نشده است به نظر نمی رسد بتوانیم صرف شرکت در تجمعات را بدون ارتکاب رفتارهای مجرمانه مصرح در قانون جرم تلقی نماییم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 2:55  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

صندوق های بسته زندان

یادداشت زیر به قلم نویسنده وبلاگ اخیرا در سایت سلام انتشار یافته است:

آیا تا به حال به شباهتهای انتخابات گذشته با دادگاههای سیاسی اخیر دقت کرده اید؟ انتخاباتی برگزار شد که به دنبال آن جمع قابل توجهی از مردم و فعالین سیاسی نسبت به آن شبهه داشتند و باور آنها با آنچه از رسانه های رسمی می شنیدند فاصله داشت و این باور به شهادت آنچه گذشت و می دانید آنچنان ریشه داشت که میلیونها رای دهنده و فعالین سیاسی را به پایمردی بر آنچه حق خود می دانستند رسانده بود. به دنبال آن دادگاههایی برای محاکمه فعالین سیاسی منتقد و معترض تشکیل شد که به همان سرنوشت انتخابات دچار شد آنچنانکه باورعمومی مردم کوچه و بازار هم با آنچه در صحنه های تلویزیونی می دیدند و می شنیدند فاصله داشت و به آنچه می گذشت اعتماد نداشتند. برگزار کنندگان انتخابات تمام تلاش خود را به کار بستند تا باور به مخدوش نبودن انتخابات را به هر شیوه ممکن جا بیاندازند و برگزارکنندگان دادگاهها نیز تمام تلاش خود را صرف کردند تا باور به پشیمانی و توبه متهمین را به همگان بقبولانند. برگزارکنندگان انتخابات اشتباه خود را بار دیگر در جریان دادگاهها تکرار کردند. تلاش برای القای باور خود خواسته به دیگران بی توجه به تاثیر آن بر مردم.

در جریان دادگاهها بسیارند افرادی که می پرسند با این افراد چه کرده اند؟ و ما جوابی نداریم همانگونه که برای سوال " با رای ما چه کردند؟" جوابی نداشتیم اما می دیدیم و می بینیم که باورشان با آنچه می شنوند و می بینند فرسنگها فاصله دارد.

امروز می گویند این حجاریان حجاریانی نیست که به زندان رفت و دیروز می گفتند این رایی نیست که به صندوقها ریخته شد اما نمی دانیم چگونه. به نظر شما چگونه می توان اثبات کرد که برحجاریان چه گذشته است وقتی هیچ راهی برای فهم آنچه در صندوقهای بسته زندان بر آنها می گذرد نداریم؟ و آنگاه که در مقابل اعتراض میلیونی رای دهندگان و هزاران فعال و نخبه سیاسی تمامی راهها را برای اثبات خدشه یا صحت انتخابات می بندند چگونه باید وقوع تقلب و تخلف را اثبات کرد؟ در این شرایط است که شما می مانید و باورتان به آنچه می دانید. شاید هم هیچگاه نتوانید اثبات کنید آنچه در صندوقهای بسته گذشت و آنچه در زندانهای بسته رخ داد.

شاید همه این شباهتها به این دلیل باشد که تفکر و سلیقه واحدی بر آنها حاکم است. تفکری که به جای رفع شبهه در صدد القای آنچه خود می خواهد بر می آید. تفکری که به جای پاسخ به سوال آن را پاک می کند. تفکری که حتی به جای فکر, صاحب آن را نشانه می رود. تفکری که به جای گوش دادن به اعتراض آن را خاموش می کند و به جای جلب اعتماد عمومی به شیوه هایی روی می آورد که نتیجه ای جز افزایش بی اعتمادی ندارد.

 salaamnews.ir

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 0:47  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

مرتضوی یک شخص یا یک جریان؟

سعید مرتضوی پس از یک دوره فعالیت قضایی در استان یزد در سال 1373 به تهران آمد و رئیس شعبه 9 دادگاه عمومی تهران شد و مدتی بعد به شعبه 34 مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد. پس از آن رئیس شعبه 1410 یا دادگاه مطبوعات شد. او در این مسئولیت 120 نشریه را توقیف و بسیاری را به زندان و شلاق و جریمه نقدی و … محکوم کرد و یکی از تلخ ترین دوران تاریخ برخورد با مطبوعات را رقم زد.

یکی از مهم ترین پرونده های قاضی مرتضوی که همیشه او را درموقعیت یک متهم قرار داده است، قتل زهرا کاظمی، عکاس ایرانی – کانادایی بود که در تیرماه سال 1382 پس از دستگیری ، توسط مرتضوی بازجویی شد و در زندان بر اثر ضربه مغزی به قتل رسید . بسیاری معتقد بودند سر نخ اصلی این جریان در دستان سعید مرتضوی است. اما هیچگاه به درستی به این موضوع رسیدگی نشد.

وی پس از جریان زهرا کاظمی با برخی حمایتها به سمت دادستان انقلاب و عمومی تهران انتخاب شد و به قدرت بلامنازعی در قوه قضاییه تبدیل شد. نام وی بار دیگر در جریان پرونده ستاد اجرایی در محافل مطرح شد اما با وجود پیگیری برخی نهادهای امنیتی بار دیگر موضوع به حاشیه رفت .

در وقایع اخیر اما سعید مرتضوی به عنوان مهمترین عامل و گرداننده اصلی برخورد با فعالین سیاسی شناخته شد تا آنجا که از او به عنوان یکی از دو سه مهره اصلی تصمیم گیری نام برده می شد. برخی از فجایع بازداشتگاه کهریزک در اثر قرارهای صادره از سوی دادیارهای منصوب از سوی او به وقوع پیوست  و بسیاری او را نویسنده اصلی سناریوی دادگاههای نمایشی می دانند. خبرهای زیادی حاکی از این بود که شاهرودی هیچگونه نظارت و اشرافی بر تصمیمات و رفتارهای دادستان تهران ندارد و خود را از آنچه می گذرد بری می داند. اما آمدن لاریجانی پایانی بود بر دوره سیزده ساله حکومت سعید مرتضوی بر دادگاه مطبوعات و دادستانی تهران . دوره ای که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ قضا در حوزه سیاسی و مطبوعاتی در ایران بود.

بسیاری برآنند که سعید مرتضوی باید در یک محکمه عادلانه به خاطر همه این وقایع و فجایع محاکمه شود تا آنجا که فردی چون احمد توکلی نیز به صراحت خواستار محاکمه او می شود. حال چه سعید مرتضوی روزی برای پاسخگویی به محکمه ای فراخوانده شود و چه این اتفاق نیفتد سوال اصلی این است که آیا سعید مرتضوی یک فرد است که با کنارگذاشتن او یا محاکمه اش مهر پایانی بر این نوع رفتارها زده شود؟

 بسیاری معتقدند سعید مرتضوی یک نام است یک سمبل سمبلی از یک جریان. جریانی که نشانه های فراوانی از لانه کردنش در برخی نهادها به چشم می خورد جریانی که خود را ورای قانون می داند جریانی که خود را پاسخگو نمی داند. جریانی که می رود با نفوذ به بطن نظام مثل خوره آن را از درون بخشکاند. جریانی که خود را منتسب به نظام می داند اما نظام ظاهرا از آن تبری می جوید.

جریان خشونت و بی قانونی ریشه در تاریخ ایران دارد. همین جریان بود که با نفوذ در مهمترین نهاد امنیتی دست به قتل دگراندیشان سیاسی زد اما آن روز دولت خاتمی در مقابل این جریان ایستاد و اقدام به پالایش کرد. اما گویا این جریان چون اژدهایی هفت سر هر روز به مناسبتی در جای دیگری لانه می کند و سر بیرون می آورد. بسیاری بر این باورند که این جریان به مرور برای خود پشتوانه ای فکری ساخته است و در جای جای این سیستم از حمایت فکری , عملی , مالی و لجستیکی برخوردار است و در هر زمان مهره سوخته ای را کنار می زند تا به مناسبت روزی از جای دیگری سربرآورد.  اما بسیاری دیگر این جریانات را خودسر می نامند و چه از سراعتقاد قلبی یا به هدف بری ساختن دیگران نیازی به ریشه یابی آن نمی بینند. هرکدام از این تحلیلها درست باشد باید به انتظار نشست تا شاید روزی قوه عاقله نظام سیاسی برای تبرئه خود یک بار برای همیشه دست به پالایشی اساسی بزند . پالایش سیستم از جریان خشونت و بی قانونی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 2:10  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

طنز : اوین خیلی باحاله

به دنبال به روز شدن وبلاگ ابطحی از داخل زندان و با توجه به آنکه زندانیان سیاسی که هدایت شده اند کلیه امکانات زندگی و کار برایشان فراهم شده است اعلام کرده اند مایل به رفتن از زندان نیستند. بنابر اخبار واصله اخیرا امکانات زیر برای این عزیزان فراهم شده است:

۱- رمضان زاده اعلام کرده از اول این ترم کلاسهای درس را از همینجا ضبط می کنم می فرستم براتون اینجوری دردسرش کمتره از دست سوالات دانشجویان منحرف هم راحت میشم. ظاهرا رمضان زاده تمایل دارد این ترم به جای علوم سیاسی معارف اسلامی تدریس کند.

۲- محمد قوچانی تصمیم دارد روزنامه ای به نام "اقتدای ملی" را در زندان راه اندازی کند. فعالین سیاسی شدیدا علاقه دارند دیدگاههای جدید خود را در این روزنامه منعکس کنند. این روزنامه در چهل صفحه روزی دو بار حول موضوعات عقیدتی سیاسی در زندان منتشر خواهد شد. قوچانی در مورد اسم این روزنامه گفت : بهتون یاد میدیم از این به بعد به کجا اقتدا کنید.

۳- با توجه به اعلام آمادگی حجاریان برای راه اندازی حزبی جدید به نام "حکومت اسلامی" دفتر کمیسیون احزاب شعبه اوین راه اندازی می شود که همه عزیزان بتوانند آزادانه به فعالیت حزبی مشغول شوند. با این کار ارزشمند جلسات احزاب سیاسی در زندان با مساعدت برادران بازجو تشکیل خواهد شد. ظاهرا برای سهولت کار کمیسیون احزاب اساسنامه هم در اختیار این عزیزان قرار خواهد داد.

۴- با تشکیل لیگ فوتبال اوین صفایی فراهانی به ریاست این فدراسیون منصوب شد. صفایی گفت همینجا میمونم اینجا خوبیش اینه که از حواشی فوتبال خبری نیست. ظاهرا در اولین مسابقه تیم ۲۰۹ با تیم ۲۴۰ مسابقه خواهند داد. صفایی فراهانی گفت درسته که من خودم ۲۰۹ هستم ولی خداییش به نفع نمی گیریم. او اضافه کرد تیم ۲۰۹ اعلام کرده حاضر است برای اولین بار در تاریخ فوتبال ۹۰ دقیقه با چشم بند فوتبال بازی کند.

۵- با حکم سعید مرتضوی مصطفی تاج زاده مسوول انتخابات زندان اوین شد. تاج زاده گفت آقا سعید خیلی به ما لطف دارن. او اضافه کرد اگرچه اینجا همه به همه چیز ملتزم هستن و حسابی صلاحیت دارن ولی اگه آقای جنتی هم نظارت داشته باشن حرف و حدیثش کمتره. ولی با توجه به لطف و صفا و معنویتی که اینجا هست از قبل معلومه که تقلب اینجا معنی نداره. تاج زاده اضافه کرد قرار است اینجا علاوه بر مسوولین زندان از این به بعد هرکس بازجویش را خودش انتخاب کند.

۶- بهزاد نبوی در مصاحبه با تعداد زیادی از خبرنگاران روزنامه اقتدای ملی گفت مذاکراتی انجام شده که بتوانیم همینجا یک هیات دولت تشکیل بدهیم . با کمک و لطف دوستان اینجا آنقدر آدم متخصص و با تجربه و انقلابی داریم که بتوانیم بدون دردسر و حرف و حدیث یک دولت داشته باشیم . او ادامه داد اداره امور زندان با توجه به گستردگی و حجم زیاد کارها انصافا کار راحتی نیست شاید نیاز باشد برای این کار از آقای میرحسین هم کمک بگیریم. نبوی در آخر در حالیکه لبخند دوست داشتنی همیشگیش را بر لب داشت گفت : داداش اینجا خیلی باحاله

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 20:51  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

نمایشی به نام دادگاه

حسن یونسی َ وکیل دادگستری

از آنجا که اینجانب به عنوان وکیل دادگستری چندین بار با حضور در دادگاه انقلاب برای دفاع از برخی از متهمین سیاسی اعلام آمادگی نمودم ولی به اشکال مختلف برای انجام وظیفه با سنگ اندازی و بهانه گیری مواجه شدم ناچار از ارائه این نوشته هستم. برای نمونه آخرین بار در روز دوشنبه یک روز قبل از دادگاه بار دیگر برای اعلام وکالت از سوی یکی از متهمین مراجعه نمودم در حالیکه دفتر معاونت امنیت دادستان تهران از اساس از وجود چنین متهمی اعلام بی خبری می کرد. پیشاپیش از اینکه گاهی به دلیل غیر حقوقی بودن کل این روند, از چارچوب حقوقی خارج می شوم پوزش می طلبم:

 این دادگاه بیشتر از دادگاه به نمایشی شبیه است که بر اساس یک سناریو نوشته شده سناریویی که از توهمات و برنامه ریزیهای نویسندگان آن ناشی می شود. این چه دادگاهی است که متهمین آن هفته هاست از ملاقات با خانواده هاشان منع می شوند؟ این چه دادگاهی است که امکان دسترسی به وکلا برای متهمین وجود ندارد؟ این چه دادگاهی است که کسی از قبل از حضور متهمین در آن اطلاعی ندارد؟ این چه دادگاهی است که امکان خواندن پرونده ها برای وکلا وجود ندارد؟ این چه دادگاهی است که دادستان برای متهمین وکیل می گیرد؟ در ادامه به برخی از مهمترین اشکالات وارده به دادگاه مذکور اشاره می شود:

کیفرخواست یا دستگاه کپی؟

از مهمترین نکات اینکه اتهامات همه افراد تقریبا مشابه یکدیگر است بدون اینکه روشن شود مستند هرکدام از این اتهامات برای هر فردی چیست؟ اتهاماتی نظیر: , اقدام عليه امنيت کشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي , فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شرکت در تجمعات غيرقانوني و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاکميت و مراجع رسمي کشور , اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حرکات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه ,  مشارکت در تخريب و احراق اموال دولتي ، عمومي و خصوصي , نشر اکاذيب بقصد تشويش اذهان عمومي ازطريق مصاحبه هاي متعدد با رسانه هاي ضدانقلاب و بيگانه , توهين و هتک حرمت به نهادها و ارگانها و مسئولين محترم نظام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 0:19  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

باز هم نیروهای خودسر؟

شاید هیچگاه  موضوع قتلهای زنجیره ای و برخی رفتارهای خشونت آمیز از سوی ماموران امنیتی و نظامی  انتظامی و زمینه های آن به درستی موشکافی نشده باشد . اگرچه زمینه های فکری جریانی که خود را محق به چنین رفتارهایی می داند کم و بیش روشن است اما  آنچه که لازم است بار دیگر به آن پرداخته شود اینکه چه می شود که عملا عده ای به خود اجازه می دهند درون یک سیستم امنیتی یا نظامی و ظاهرا فارغ از تصمیمات سیستمی دست به رفتارهای غیر قانونی برای حذف فعالین سیاسی دگراندیش بزنند. چگونه می شود که درون یک سیستم افرادی دست به رفتارهای خشونت آمیز و قتل و تجاوز می زنند و مدیران عالی َ خود را از چنین رفتارهایی مبرا میسازند؟ تکرار وقایعی مشابه در طول سالهای گذشته دیگر راه را برای خودسرانه دانستن این رفتارها مشکل کرده است.  امروز دیگر مشکل است که بتوان عامه مردم را با چنین توجیهاتی قانع کرد. پرونده  قتلهای زنجیره ای در زمان خود با خودسرانه دانستن چند متهم بسته شد اما آنچه که در آن شرایط بر همگان روشن شد اینکه بر فرض پذیرش این توجیه نمی شد از قصور وزیر اطلاعات وقت در نظارت بر سیستم تحت مدیریتش گذشت همین نگاه بود که به استعفای وزیر وقت منجر شد. خاتمی رئیس جمهور وقت معتقد بود ما حق نداریم چنین واقعیتی را از مردم پنهان کنیم برای بازگرداندن اعتماد مردم باید با آنها صادق باشیم .این رویکرد حداقل راه ممکن برای بازگرداندن اعتماد افکار عمومی به سیستمی است که اعتبارش مخدوش شده است و هر نوع رفتار دیگری برای سرپوش گذاشتن به چنین زخمهایی از سوی مردم به معنی همراهی حکومت تعبیر و تفسیر خواهد شد . این روزها بار دیگر بر اثر رفتارهای غیر انسانی با فعالین سیاسی و افراد بازداشت شده اعتبار و حیثیت نظام قضایی و نیروهای نظامی انتظامی  به شدت مخدوش شده است به شکلی که بسیار مشکل است که بتوان افکار عمومی را به خودسرانه بودن این رفتارها قانع نمود. از سوی دیگر به نظر می رسد حاکمیت به هیچ وجه حاضر نیست برای احیای اعتماد عمومی قدمی پیش بگذارد و اگر اعتقاد دارد وجود چنین تفکر خشونت آمیزی در سیستم یک غده سرطانی است چرا حاضر نیست دست به یک جراحی بزند ؟ و یا حتی برای حفظ ظاهر اقدام به محکومیت صریح در تریبونهای رسمی نماید تا راه را برای تکرار ببندد. وقتی حاکمیت حاضر به هیچ نوع هزینه ای نیست آیا نباید به مردم حق بدهیم که تعبیر دیگری از این وقایع داشته باشند. وقتی حاکمیت قدمی برای جراحی سیستم و احیای اعتماد عمومی برنمی دارد نباید به مردم حق بدهیم تمامی این بدن را بیمار بدانند. چرا که  می پندارند بیماری که عفونت و ضعف جای جای بدنش را فراگرفته باشد دیگر حاضر به جراحی نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 0:20  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

چند کلمه با رئیس جدید

مقاله زیر به قلم نویسنده وبلاگ روز یکشنبه اول شهریور در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است

تاکيد رياست محترم جديد قوه قضائيه بر حقوق شهروندي و اخباري مبني بر تغييرات مثبت در اين قوه اميدهايي را براي روند مثبت در اين تشکيلات ايجاد کرده است. رياست سابق قوه قضائيه که در برخي زمينه ها همچون احياي دادسراها موفقيت چشمگيري داشت، تلاش هايي را نيز در زمينه حقوق شهروندي آغاز کرد اما آن گونه که انتظار مي رفت به موفقيت منجر نشد. به نظر مي رسد رياست جديد اين قوه مي تواند بدون هزينه بالايي با تغيير روند و اصلاحاتي تحولاتي را در اين بخش مهم و پايه يي از حاکميت ايجاد کند که در اين نوشتار به طور اختصار به برخي از آنها اشاره مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 22:5  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

برادر حسین فلان را دیدی کدو را ندیدی

روزنامه وزین کیهان روز پنجشنبه ۲۹ مرداد در بخش خبرهای ویژه با اشاره به یادداشت هفته گذشته من( راه سبز امید و وظیفه ما http://hassanyounesi.blogfa.com/post-124.aspx)  که در سایت سلام نیز منتشر شده بود به شیوه همیشگی خود که تحریف و دروغ و نسبتهای نارواست روی آورد و جالب آنکه سایت خانم رجبی و خبرگزاری فارس هم به جای اینکه یادداشت کامل را منعکس کنند کلمه به کلمه نوشته کیهان را ذکر کردند . حسین شریعتمداری در این مطلب که با تیتر " اعتراف به حضور ضد انقلاب در جبهه ائتلافی میر حسین " آورده است مثل همیشه آسمان را به ریسمان بافته و خواسته از زبان من برای خیالبافیهای خود محملی بتراشد که بله فلانی هم گفت سران جنبش با گروهک های ضدانقلاب و ضد قانون اساسی به ائتلاف رسیده اند. به نظرم آقای برادر حسین مصداق داستان کنیزک در مثنوی است و باید به ایشان گفت که برادر حسین مثل همیشه فلان را دیدی کدو را ندیدی....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 1:24  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

گزارشی از شکنجه در زندانهای ایران

متن زیر گزارشی است که نیما نامداری در سایت مخالف (http://mokhaalef.blogfa.com/post-365.aspx) آورده است و از آنجا که محتوای آن با اطلاعات موثق خودم منطبق است آن را قابل ارائه می دانم. نویسنده سعی کرده به دور از شایعات و اخبار نامطمئن مجموعه خبرهای موثقی که توسط منابع مطمئن ارائه شده گردآوری نماید. به عنوان مثال آنچه در مورد "قبرهای ایستاده"  نقل می شود شخصا از یکی از افراد آزادشده شنیده ام . گزارش را بخوانید:

خلاصه گزارش : ....1- سياسي‌ها يعني همان حدود سيصد نفر، عمدتا در بند 209 و 240 اوين نگهداري مي‌شوند. اغلب آنها در معرض شكنجه فيزيكي بيشتر از ضرب و شتم نيستند اما شديدترين شكنجه‌‌هاي رواني در مورد آنها اعمال مي‌شود. به ويژه مردان وضعيت بدتري دارند. اصلي‌ترين ابزار شكنجه فعالان سياسي استفاده از ابزار جديدي است كه تا پيش از اين در زندان‌هاي ايران نديده بوديم. ظاهرا در زندان اوين فضائي ساخته‌اند متشكل از سلولهائي كوچك در ابعاد كمي بزرگتر از يك تابوت ايستاده، بدون هيچ منفذي براي نور و صدا، فضاي اين «تابوت زندگان» طوري است كه زنداني امكان تغيير حالت بدن را ندارد. اين همان جائي است كه زيدآبادي در گفت‌وگو با همسرش آن را به قبر تشبيه كرده است. زندانيان مختلف در مدتهاي متفاوت در اين تابوت حبس شده‌اند. براي درك شدت شكنجه تصور كنيد چندين روز در چنين فضائي حبس شويد و ندانيد كه سرنوشت‌تان چه خواهد شد و در بي‌خبري و سكوت مطلق باشيد. احساس پوچي و فراموش‌شدگي شما را قطعا خرد خواهد كرد.

2- كف خياباني‌ها انصافا وضعيت دردناكي دارند. آنها در بازداشت‌گاه‌هاي مختلف نگهداري مي‌شوند و اغلب در معرض شكنجه‌هاي فيزيكي بوده‌اند. در يك مورد مشخص اطلاع دارم كه پيكر يكي از درگذشتگان در حالي به خانواده‌اش تحويل داده شده كه ناخن پايش كشيده شده‌بوده‌است. تقريبا تمام اين زندانيان به شدت كتك خورده‌اند به نحوي كه در بسياري موارد منجر به صدمه يا  خونريزي شديد شده‌است. موارد متعدد شكستگي استخوان، خونريزي شديد، آسيب ديدن اندام حساس بدن و كوفتگي و ورم در ميان اين زندانيان  وجود دارد. خشونتهاي فيزيكي شديد، گرسنگي‌ و تشنگي دادن، نگهداري آنها درگرما و رطوبت زياد، دشنام و توهين مستمر، وادار كردن آنها به ماندن در يك حالت (مثلا خوابيده با دستهاي از پشت بسته يا سرپا ايستادن) در مدتهاي طولاني بيشتر از 20 ساعت و ... در مورد بسياري از اين زندان‌يان اتفاق افتاده است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 1:57  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

طنز : حسین شریعتمداری شهردار می شود

طنز : با توجه به دستور بازپرس شعبه نهم کارکنان دولت مبنی بر توقیف روزنامه کیهان و احتمال بیکار شدن آقای شریعتمداری  آگاهان سیاسی معتقدند با توجه به اینکه ایشان بیشتر مشکلات پس از انتخابات را ناشی از شهر تهران می داند احتمال می دهند سمت بعدی ایشان شهرداری تهران باشد. کارشناسان شهری معتقدند در صورت رفتن ایشان به شهرداری تصمیمات و تغییرات زیر در تهران اتفاق خواهد افتاد:

۱- یکطرفه کردن خیابان ولیعصر به سمت شمال تا زندان اوین

۲- یکطرفه کردن بزرگراه چمران و نواب تا بهشت زهرا

۳- جلوگیری از نور رسانی به فضای سبز برای تغییر رنگ درختان

۴- ساخت ادامه خط متروی تهران به سمت کهریزک

۵- نصب تابلوی "توقف انسان ممنوع" برای جلوگیری از هرنوع توقف بیجای شهروندان

۶- نصب تابلوی "بوق زدن ممنوع"  در کلیه معابر شهری

۷- استفاده بهینه از میادین به عنوان قبرستان

۸- احیای زندان قصر در محل سابق

۹- توزیع رایگان قرصهای آرامبخش همچون  آمفتامین بین شهروندان

۱۰- اجبار شهروندان تهرانی به شیروانی کردن پشت بامها جهت جلوگیری از مزاحمتهای صوتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 21:54  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

برخورد با رهبران راه سبز

این روزها خبرهایی مبنی بر احتمال بازداشت یا برخورد با رهبران راه سبز منتشر شده و می شود. خبرهای موثق حاکیست موضوع طرح دستگیری چند نفر از سران از جمله موسوی و کروبی روی میز  یک شورای امنیتی قرار گرفته بود که البته پس از ارائه به مقامات کشور با مخالفت "مقطعی" مواجه شده است. به نظر می رسد دو متغیر در احتمال برخورد با رهبران جنبش راه سبز می تواند موثر باشد اول حمایت و عدم حمایت مردمی و دوم نوع موضع گیری رهبران. جریان حاکم قصد دارد از طریق دادگاههای نمایشی و القای پشیمانی فعالین سیاسی تردید و دو دلی را در میان مردم تزریق کند. ماه رمضان روز قدس و بازگشایی دانشگاهها محک خوبی برای جریان حاکم است تا میزان حمایت مردمی از جنبش راه سبز را بسنجد. علاوه بر آنکه احتمالا برای ارزیابی ممکن است برخورد با اطرافیان کروبی یا موسوی در دستور کار قرار بگیرد . هدف اولیه جریان حاکم آن است که علاوه بر تضعیف حمایت مردمیَ رهبران جنبش را به سکوت وادار نماید تا هزینه کمتری برای حل این بحران متحمل شود. عقلای این جریان در صددند کروبی و موسوی را به جای گقتگو با مردم به چانه زنی و مذاکره با حاکمیت تشویق و ترغیب نمایند. اما جریان تندروی آنها در آرام ترین شکل ساکت کردن آنها را هدف قرار داده است. از سوی دیگر در صورتیکه میزان حمایت مردمی از جنبش را ضعیف ارزیابی نماید و در عین حال رهبران جنبش به موضع گیری به همین شکل ادامه دهند پروژه برخورد آغاز خواهد شد که این پروژه می تواند از تلاش برای ساکت کردن آغاز و به اشکال دیگر ادامه یابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 14:18  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

دیکتاتور ‘ رسانه ها و ......

پیش از این قسمتهایی از یادداشتهای اسدالله علم را آوردم و امروز بخش دیگری از این یادداشتها :

.....در چنین جو آکنده از خودستایی و چاپلوسی شاه انتظار داشت که رسانه های گروهی مردم را "ارشاد" کنند. در خبرهای رادیویی روش جا افتاده و مورد پسند این بود که رویدادها بر حسب تقدم تشریفاتی افراد و نه بر پایه اهمیت خبر آورده شود. در نتیجه فارغ از اینکه در ایران و جهان چه می گذشت نخست خبرهای مربوط به شاه و سپس به ترتیب تقدم بقیه خاندان سلطنتی و به دنبال آن دیگر رویدادها نقل می شد. اگر به مثال شاه سخنی هرچند پیش پا افتاده گفته یا شب پیش سر میز شام به افتخار رییس کشوری نطقی تشریفاتی ایراد کرده بود سراسر آن نقل می شد. برنامه خبری که در ساعتهای اصلی می بایست نیم ساعت باشد بیش از یک ساعت به درازا می کشید.

از این گذشته محتوای خبری رادیو نیز بسیار خسته کننده و پر از ستایش کارهای بزرگ شاه و پیشرفت کشور بود . گویی در هیچ کاری کوتاهی نمی شد و به وارونه همه کشورهای دیگر َ در ایران هیچ کس شکایتی نمی داشت و از سیاست دولت ناخرسند نمی بود. در نتیجه آنان که مایل بودند به راستی بدانند در درون و بیرون کشور چه گذشته است بهتر می دیدند برنامه های رادیوهای بیگانه را دنبال کنند.

وضع روزنامه های داخلی نیز به همین منوال بود و کوچکترین نکته ای که به مذاق شاه خوش نمی آمد موجب توبیخ مسوول روزنامه می شد.  شاه توقع داشت رسانه های بیگانه نیز به مانند رسانه های دست و زبان بسته داخلی رفتار کنند. او هرگز آزادی راستین این رسانه ها را باور نداشت و هرگونه تفسیر ناخوشایندی را از چشم دولتهای متبوع آنها می دید . و هنگامی که روزنامه های تایمز و گاردین رژیم ایران را خفقان آور می نامند به علم دستور می دهد سفیر انگلستان را احضار کند.... جالب اینکه شاه می پنداشت که رسانه های غربی گذشته از فرمانبرداری از دولتهای خود در دست یهودیها و در نتیجه دولت اسراییل است...

در سالهای واپسین دیگر کسی را یارای آن نبود که آنچه را به راستی در کشور می گذشت به شاه بگوید و تازه اگر هم می گفت با واکنش تند و ناشکیبای او روبرو می شد. شاه می خواست تنها آن چیزی را که دلخواه او بود باور کند. ...یکبار در حضور شاه و رییس بازرسی شاهنشاهی صحبت از این بود که چون مراجعات به بازرسی شاهنشاهی خیلی کم شده پس مردم راضی هستند . من به شوخی گفتم ممکن است دیدند اثری ندارد دیگر عریضه نمی دهند.....که شاه از این سخن ناراحت شد.

شاه تلاش کرد کارگران را سهامدار کارخانه ها کند. داستان مشارکت کارگران در سود سهام واحدهای صنعتی نیز در عمل تبدیل به یک یا دو ماه دستمزد اضافی در سال شد و هیچ ارتباطی با سود این واحدها نداشت. هنگامی نیز که قرار شد بخشی از سهام اینگونه شرکتها به کارگران واگذار شود تورم و کمبود مسکن و خواربار چنان فشاری بر گرده این طبقه وارد کرده بود که دیگر کسی با وعده صاحب سهم شدن و دریافت سود در آینده دل خوش نمی داشت....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 23:55  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin

قدرت طلبی و بی خبری مشکل دیکتاتورها

کتاب یادداشتهای اسدالله علم را می خواندم به نکات جالب و خواندنی برخوردم شما هم ببینید بد نیست:

....شاه گمان می کرد مشکل تورم را حل کرده است .یک بار که علم ترجمه مقاله روزنامه مصری الاهرام را درباره ایران به او نشان می دهد شاه می گوید" ....یک اشتباه شده است تورم ما در سال پیش صفر بوده است " در حالی که در سال مورد اشاره (۱۳۵۴) افزایش قیمت کالاهای مصرفی برابر با آمار رسمی ۹/۱۲ درصد بود. شاه از همان جشنهای شاهنشاهی  دوست داشت چنین پندارد که ایران را دیگر نباید جزو کشورهای دنیای سوم دانست و به کشورهای پیشرفته پیوسته است. به تقلید از کشورهای پیشرفته وام های هنگفتی به شماری از کشورها داد بی آنکه در مورد آنها بررسی کافی کرده باشد.

شاه نخست وزیرانی را برمی گزید که هیچ ادعایی نداشتند و رهبری او را پذیرا بودند. از ۱۳۴۲ به بعد شاه دیگر با هیچ هماوردی رویاروی نبود و به تدریج خود را قهرمان بی همتا می پنداشت. همه کسانی که با شاه سرو کار داشتند در برابر شاه چنان رفتار می کردند و چیزهایی را بر زبان می آوردند که خوشایند باشد. بسیاری در این شرایط دچار دوگانگی شخصیت شده بودند یکی آنچه به راستی بودند و در ته دل می اندیشیدند و دیگر آنچه می بایست وانمود کنند که هستند.

علم در یادداشتهای خود به سفر ملک حسین به تهران و لحظه خداحافظی او در فرودگاه اشاره می کند و می گوید: من بسیار خوشم آمد که ملک صورت تمام عمله و اکره خود را از نخست وزیر تا پایین را بوسید با آن که آنان دست او را نبوسیدند. ولی شاه بیش از پیش می پنداشت که رفتار اطرافیان او پاکدلانه و نشانه باور راستین آنان است.

ادامه دارد در قسمتهای بعد توهم شاه نسبت به توطئه خارجیها را خواهم آورد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 13:4  توسط حسن یونسی  | 
Balatarin