اعتراض حق مسلم ماست
ما ایرانیها مردم عجیبی هستیم . بر سر کوچکترین و گاهی بی ارزشترین موضوعات با هم درگیر می شویم. به محض اینکه کودک همسایه بالای سرمان سر و صدا راه بیندازد صدای اعتراضمان بلند می شود. بر سر جای پارک در خیابان با یکدیگر درگیر می شویم. اگر ماشینی جلویمان بپیچد آمپرمان بالا می رود و به راحتی آن را به یک دعوای تمام عیار تبدیل می کنیم . اگر در کوچه و خیابان کسی نگاه چپ به ناموسمان بیندازد زمین و زمان را به هم می ریزیم. اگر هم پسر همسایه در جریان بازیهای کودکانه دست به فرزندمان بزند تا شب نشده اعتراضمان را به گوش پدرش می رسانیم. ما ایرانیها اهل اعتراض هستیم اما فقط تا آنجا که طرفمان شهروندی مشابه خودمان باشد.
حالا روی دیگر سکه را هم ببینیم. در ایستگاه مترو بارها اتفاق میافتد که برنامه رسیدن قطارها به هم می ریزد و ما خسته و بی رمق این پا و اون پا می کنیم اما حتی اگر نیم ساعت هم بگذرد و قطار به ایستگاه نرسد صدای کسی بلند نمی شود. نگاهی به صفهای پمپ بنزین بیندازید باور کنید همه ما اگر ساعتها در صفهای طویل بایستیم فقط زیر لب غر و لندی می کنیم نه بیشتر. همه ما هر روز در ادارات دولتی با بد رفتاریهایی مواجه می شویم اما به راحتی می پذیریم که حق با مدیر یا کارشناسی است که آنسوی میز نشسته است . ماموران راهنمایی و رانندگی برخلاف قانون به چرخ ماشینمان قفل می زند و اگر دیر بجنبیم سر از پارکینگ در میاورد و ما ترجیح می دهیم برای خلاصی از دردسرهای آن به التماس و خواهش رو بیاوریم. کارگران کارخانه ها بعضا ماهها دریافت حقوقشان به تاخیر میفتد آنچه نهایتا انجام می دهند نفرین و ناله و ابراز ناراحتی پیش دوستان و خانواده است.
ما ایرانیها مردم عجیبی هستیم. کسی که حقمان را ضایع می کند یا به حقوقمان تجاوز می کند اگر شهروندی مثل خودمان باشد حتی اگر موضوع پیش پا افتاده ای باشد به شدیدترین شکل اعتراض می کنیم اما اگر طرفمان دولت و حکومت باشد حتی اگر مهمترین حقوقمان پایمال شود از کنار آن می گذریم و فقط غرو لند می کنیم. کافی است لحظه ای وقایع روزمره را مرور کنید تا این گفته را تصدیق نمایید.
باید بپذیریم که تا وضع به همین منوال باشد در این جامعه چیزی تغییر نخواهد کرد. این ویژگی قدرت و حکومت است که ممکن است گاهی حقوق مردم را قربانی مصالحی کند که خود می پندارد . این یک واقعیت است که جامعه ایرانی هنوز نیاموخته است که بر سر حقوق خویش بایستد و با استفاده از شیوه های قانونی آرام و مسالمت آمیز در مقابل پایمال شدن حقوقش اعتراض نماید. البته نهادینه شدن چنین فرهنگی زمان بر است و ممارست و اراده می طلبد. حاکمیت هم ممکن است چنین حقی را به سهولت به رسمیت نشناسد و در مقابل آن به شیوه های نامناسب و بعضا خشونت آمیز متوسل شود و حتی اعتراض به کوچکترین نابسامانیهایی را با برچسب مقابله با نظام متهم نماید. ما باید بیاموزیم که در کنار هم باشیم چه در اداره چه در خیابان چه در کارخانه و چه در دانشگاه . همه ما با شرایطی مواجه می شویم که همه زیر لب غرو لند می کنند اما حاضر نیستیم حتی با سکوت و عدم شرکت اعتراضمان را اعلام نماییم . لازمه چنین هدفی همبستگی و کار جمعی است. ما باید بیاموزیم که با شیوه های قانونی و مدنی از حقمان دفاع کنیم . فرقی هم نمی کند که کجا هستیم فقط کافی است که در کنار هم باشیم. ما بیشماریم فقط کافی است که یکدیگر را پیدا کنیم . حقمان را بشناسیم و آن را با صدای بلند طلب نماییم. خدا با ماست اما این سنت الهی است که چیزی راتغییر نمی دهد مگر آنگاه که ما اراده کنیم( ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم).

این روزها در آستانه بازگشایی دانشگاهها همه چشمها به دانشجویان دوخته شده است . دانشگاه همواره موتور محرکه تمامی حرکتها و جنبشهای مردمی تحول خواه بوده است. در سه ماه گذشته دانشجویان فعالیتهای سیاسی خود را در قالب حرکتهای مردمی خودجوش پیگیری می کردند اما بازگشایی دانشگاهها و حضور دانشجویان در محیطهای دانشگاهی زمینه ساز فضایی متفاوت از ماههای گذشته خواهد بود. موضوعی که این روزها دغدغه بسیاری از دانشجویان است اینکه از دانشگاه چه انتظاری می توان داشت. برای پاسخ به این سوال در ابتدا شایسته است به بخشی از بیانیه شماره 11 میرحسین نگاهی بیفکنیم: 
این روزها خبرهایی مبنی بر احتمال بازداشت یا برخورد با رهبران راه سبز منتشر شده و می شود. خبرهای موثق حاکیست موضوع طرح دستگیری چند نفر از سران از جمله موسوی و کروبی روی میز یک شورای امنیتی قرار گرفته بود که البته پس از ارائه به مقامات کشور با مخالفت "مقطعی" مواجه شده است. به نظر می رسد دو متغیر در احتمال برخورد با رهبران جنبش راه سبز می تواند موثر باشد اول حمایت و عدم حمایت مردمی و دوم نوع موضع گیری رهبران. جریان حاکم قصد دارد از طریق دادگاههای نمایشی و القای پشیمانی فعالین سیاسی تردید و دو دلی را در میان مردم تزریق کند. ماه رمضان روز قدس و بازگشایی دانشگاهها محک خوبی برای جریان حاکم است تا میزان حمایت مردمی از جنبش راه سبز را بسنجد. علاوه بر آنکه احتمالا برای ارزیابی ممکن است برخورد با اطرافیان کروبی یا موسوی در دستور کار قرار بگیرد . هدف اولیه جریان حاکم آن است که علاوه بر تضعیف حمایت مردمیَ رهبران جنبش را به سکوت وادار نماید تا هزینه کمتری برای حل این بحران متحمل شود. عقلای این جریان در صددند کروبی و موسوی را به جای گقتگو با مردم به چانه زنی و مذاکره با حاکمیت تشویق و ترغیب نمایند. اما جریان تندروی آنها در آرام ترین شکل ساکت کردن آنها را هدف قرار داده است. از سوی دیگر در صورتیکه میزان حمایت مردمی از جنبش را ضعیف ارزیابی نماید و در عین حال رهبران جنبش به موضع گیری به همین شکل ادامه دهند پروژه برخورد آغاز خواهد شد که این پروژه می تواند از تلاش برای ساکت کردن آغاز و به اشکال دیگر ادامه یابد.
پیش از این قسمتهایی از یادداشتهای اسدالله علم را آوردم و امروز بخش دیگری از این یادداشتها :
کتاب یادداشتهای اسدالله علم را می خواندم به نکات جالب و خواندنی برخوردم شما هم ببینید بد نیست: